کلام تو عصای معجزه گر توست

نانسان میتواند با به کار گیری درست از کلام خود، شرایط نامطلوب را به نفع خودش عوض کند. با تکیه بر این عصای جادویی میتوان اندوه را به شادی تبدیل کرد و بیماری را با سلامتی جایگزین کرد.

زنی به من روی آورد. او زنی فقیر بود و هنگامی که پیش من آمد فقط دو دلار داشت.

من به او گفتم: 《باید به این بیندیشی کیف جادویی خداوند در اختیار توست. من به این پول برکت می دهم. کیفی که هرگز از پول خالی نشود و به طرزی معجزه آسا همیشه درونش پر از پول باشد. کیف تو اکنون پر از سکه و اسکناس و چک های مختلف است. به قدری پولداری که کیفت باد کرده است.》

با این حرف ها زن با شوق فراوان گفت: 《احساس می کنم کیفم از همین الان سنگین شده است و پر پول.》

او به قدری این عبارات را باور داشت که با خوشحالی یک دلار به من هدیه داد. من باید این هدیه را می پذیرفتم چون با رد کردن آن باور فقر را در ذهنش می نشاندم.

با این عمل به او ثابت کردم که لطف خداوند حد و مرزی ندارد. او حرف های مرا با باوری عمیق پزیرفت.

سپس هدیه ای شش هزار دلاری به آن زن رسید.

 

تاکید و تصور داشتن کیفی پر از پول بسیار کارآمد است. چرا که تصور آن کیف در ذهن چنان نقش می‌بندد که باید به حقیقت تبدیل شود. شما می توانید با تکیه بر تصویر کیفی سرشار از پول و سکه، این ذهنیت را به باور حقیقی تبدیل نمایید.

نیروی تخیل قدرت بسیار زیادی در خلق گزینه‌ها دارد. پس باید برای این که تصویر درستی بیافرینید از کلمات و خواسته‌های درستی استفاده نمایید. این خواسته های تحقق یافته در ذهن تداعی می شوند و به زودی واقعیت پیدا می کنند.

خواسته های خود را  هرگز به زور نطلبید. اجازه دهید این خواسته ها منطبق با خواست و اراده خداوند پیش رود تا آرام آرام به حقیقت برسد. عیسی مسیح گفت: 《حق بر شما عیان می‌شود و در پناه حق رستگار خواهید شد.》

این بدین معنی است که باید به عمق و کنه مسائل توجه کرد و حقایقی را که در پس هر چیزی نهفته است، درک کرد. هیچگاه کمبود و کاستی حقیقت ندارند. اگر عصای جادویی خود را به کویر بزنید، مطمئن باشید که با دشتی پر از گل روبرو خواهید شد.

سر منشاء همه بیماری ها و بلا ها، ترس، تردید، خشم و نفرت است که ذره ذره وجود انسان را می کاهد و روح را به زوال می کشد. از شادمانی و تندرستی باید به نحو شایسته ای استفاده گردد.

قدرت می تواند تکان دهنده باشد ولی خود تکان نمی خورد. همین طور است انسانی که به درجه بالای رشد و کمال رسیده است. حتی در شرایط نامناسب نیز چنین آدمی، خشم و ناراحتی خود را کنترل می نماید و آرامش دارد. انسان وقتی به این درجه از کمال برسد، آن زمان است که دیگر میتواند از دل طوفان ها سالم برون آید، کشتی زندگی را به ساحل نجات نشاند و عصای جادویی اش را به کار برد تا به قله کامیابی برسد.

انسان می داند که خداوند یاری دهنده اوست و هرگز خستگی در او راه نمی یابد و نعماتش بیکران است. پس یقین دارد که به خواسته‌هایش دست خواهد یافت.

روزی زنی سوار کشتی بود.  او از صدای بوق کشتی بیدار شد.  همه جا را مه فرا گرفته بود و دیگر کشتی قادر به حرکت نبود.  زن  فوراً دست به دعا برداشت و چنین گفت: 《می دانم که مه و تیرگی  در ذهن الهی جایی ندارد. پس این مه باید خیلی سریع  از بین برود. من برای برآمدن آفتاب سپاسگزارم.》

 

 

این جمله را گفت و کمی بعد مه آرام از جا ره کشید و رفت. خداوند که انسان را اشرف مخلوقات و خلیفه خود روی زمین نام نهاده است، نیروی بیکرانی دارد که می تواند بر تمام عناصر و مخلوقات حاکمیت نماید، اگر قدرت کامل خود را بشناسد و آن را به کار گیرد.

انسان می‌تواند با مدد گرفتن از این قدرت الهی تمامی ابر های تیره و ناملایمات زندگی را رفع نماید. چه این ناملایمات در زمینه مالی باشند، چه عاطفی یا تندرستی.

 

بخشی از کتاب چهار اثر از فلورانس اسکاول شین { کلام تو عصای جادویی توست}

Zahra

نوشته‌های مرتبط

قوانین ارسال دیدگاه

  • دیدگاه های نامرتبط به مطلب تایید نخواهد شد.
  • لطفا از درج دیدگاه های تکراری پرهیز نمایید.
دیدگاه‌ها